سلام. دانشجوای ایرانی مقیم فرنگ که امکان برگشتن به ایران حین تحصیل براشون وجود داره، معمولا چند تا فرصت کلیدی برای سر زدن به ایران تو طول سال دارن. یکی از این فرصتها تعطیلات سال نو میلادیه که اینجا یعنی بلاد اروپا بسی در برف و سرما و ابر فرو میره و همه جا تعطیل میشه و اینا. از اونطرف تهران همه جا بازه و مردم تو خیابون و روز کاری و بنا بر این خانواده و فک و فامیل در دسترس.
فلذا خاطرات فرنگ هر سال برای بازدید از وطن و دید و بازدید از خانواده و افکاک* به ایران میرفت و چه خوش میگذشت. اما امسال قضیه یکم متفاوت بود. از این جهت که خاطره و خاطرات فرنگ به ماه عسل می اندیشیدند و تازه به هم پیوسته بودند بعد از ایام جدایی...
فلذا از تعطیلات سال نو میلادی استفاده کردیم و زدیم بیرون با اهل و عیال!
اوایل سفر، خاطره فرنگ خیلی به تجربه خاطرات فرنگ در اسفار اعتماد و اعتقاد و اعتنا داشت، ریش و قیچی رو سپرد دست ما. تا آخر سفرِ دو هفته ای هم به همون اندازه، حتی بیشتر و بیشتر، همون اعتقاد و اعتنا و اینا رو داشت.... باور کنین!!! مثلا عرض کنم که اولین مقصد ما مونیخ بود. هتل ما تا مرکز شهر حدود ۱۵ دقیقه پیاده و ۵ دقیه با قطار شهری فاصله داشت:

اینم بگم که از گوگل مپ نقشه و اینا رو پرینت کرده بودم و ...
خاطره فرنگ هم امیدوار بود که با تجربیات خاطرات فرنگ و اینهمه تعاریفی که از خودش تو وبلاگ شخصیش میکنه (برای اینکه تبلیغ نشه نمیگیم کدوم وبلاگ!) و به کمک اینهمه نقشه و تایم تیبل و ... در عرض کمتر از ۵ دقیقه مشغول استراحت و ناهار خوردن باشه.
اما خاطرات فرنگ به دلیل تجربیات زیادی و اعتماد به نفس بیش از زیادی، تماما موجب تعجب و حیرت خاطره فرنگ شد. باور کردنی نبود که بعد از یک ساعت و نیم خاطره فرنگ از خوشحالی اینکه بالاخره خاطرات فرنگ هتل رو پیدا کرد ناهار رو هم فراموش کرد و به شکر خدای تعالی و تشکر از خاطرات فرنگ پرداخت .
مسیر مستقیمی که خاطرات فرنگِ عاشق برای رسیدن به این هتل کذایی در دمای حدود منفی چهار پنج درجه انتخاب کرد به سمع و نظر دوستان خاطرات فرنگ خوان میرسد. ضمنا وسیله نقلیه ای که برای طی هر مسیر اتخاذ کردیم هم روی فلش ها نوشته شده اند:

و خاطرات فرنگ در طول سفر بارها و بارها اینگونه، عشقش را به خاطره فرنگ ثابت کرد!
مخلصیم،
خاطره و خاطرات فرنگ / زوریخ.
پانویس----------
*: افکاک (جمع مکسر فک) را خاطرات فرنگ به جمع فک و فامیل های این دوره زمونه میگه که از هم مکسر و شکسته شدن و هرکی از صبح تا شب مشغول هزار کاره و کمتر به هم سر میزنن.