دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست!
مرحوم حسین منزوی!
سلام. آخرین اخبار از پروژم:
ماری ویلر و بردلی ملیسون و سانگ لی و ون چن برای شرکت تو کنفرانس ICIAM07 اومدن ای تی اچ. تو این کنفرانس ۲۰۰۰ نفر سخنرانی میکنند و ۳۰۰۰ نفر شرکت کردند!!!! امروز ناهار رو با بردلی و چن و پاتریک و لی خوردم. پول ناهار همه رو چن حساب کرد چون تیم لیدر توی دپارتمان مهندسی مخزن شورونه و بزرگتر حساب میشه! خلاصه، تو راه ظرف دو دقیقه مخ چن رو زدم و قرار شد به زودی برم شورون. البته پاتریک از همون اول همین خواب رو برا من دیده بود. خودش امروز منو به این جماعت خفن معرفی کرد و فردا شام همه مهمون لی هستیم. برد هم یکی از اعضای شورون تو بخش تحقیق توسعه ست که فکر کنم تو استنفورد هم یه دستی داره. البته رئیس اصلی من پاتریکه!!! آقا از فرط شادی امروز داشتم میترکیدم. خیل از اونایی که اسمشون رو شنیده بودم دور هم بودن و منم کنارشون. یه شوخی هم کردن که اگه من بخوام برم آمریکا باس برای سفارت اثبات کنم مالتی اسکیل فاینایت والیوم دخلی به مسائل هسته ای نداره.
خوش گذشت! بعدش هم برگشتیم آفیس. تا هشت و بیست دقیقه شب من داشتم مخ پاتریک رو میخوردم و در مورد Line Relaxation باهاش بحث میکردم و مارک هم داشت مخ برد رو میخورد. آگاهان گفتند: مخ استاد ضبح شرعی هم نباشه میشه خورد! فردا باس مخ ماری رو بزنم! آخه موضوع پایان نامه فوق لیسانسم رو اون دو و نیم سال پیش تعیین کرد.
اما از زندگی:
هنوز وقت نکردم برم سلمونی موهامو بزنم! ژولی پولیم خفن!!! ضمنا قابل توجه رفقای هم دوره ای: ریشام رو عین تهران هفته ای یک بار با موزر میزنم!!!! و به هیچ وجه غرب زده نشدم!!!! حتی ضبح شرعی رو هم هنوز دارم با سختی رعایت میکنم! دو هفته دیگه وقت دارم برم دندون پزشکی برای مرحله آخر عصب کشی. آگاهان اینجا سکوت خود رو شکستند و یه مطلبی رو گفتند: دو هفته تا ورشکستگی کامل!
راستی امروز یه منشیه تو دانشگاه میخواست یه کارت بهم بده گفت: فامیلیت رو چه جوری تلفظ میکنی؟ منم گفتم: راستش سخته! خودمم نمیدونم چیه! بیخیال شو!
بیشتر مینویسم!!!!