خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث دیگران
چه استقبال باشکوهی از متن قبل شد. گویا دوستان مشتاقند اندر احوالات دوره المیاه در فرنگستان بنویسم. اوکی.
باری به هرجهت. از جمله مواردی که در هر سفر یا حذر میبایست بدان اهتمام ورزید امر دستشویی رفتن است. حکما بر این عقیده بوده اند که اختلاف طبقاتی، نژادی، قومی و قبیله ای و حتی اختلاف دما و فشار و سرعت و شتاب و نیرو و نشاط و امید به زندگی و افسردگی و ... ریشه در اختلاف معماری رو بنایی و زیر بنایی این عمارت مهم دارد. بعضی از این حکما که پا فراتر گذارده اند و به علما نیز دربعضی متون خوانده میشوند بر این باور بوده اند که آثار فرهنگ، تمدن و تاریخ هر قومی ریشه در این عمارت و چگونگی بنا و شیوه و متد استفاده از آن دارد. البته ذکر این مساله بی فایده است که هنوز بر نویسنده احراز نگردیده که کدام ریشه در کدام دارد. بدان معنا که آیا این عمارت ریشه در دیگر امور دارد ویا دیگر امور ریشه در این عمارت....
فی الجمله! در ساختمانها و اماکن عمومی این دیار چیزی که فراوان است همین عمارت است. حتی چند وقت پیش در مرکز شهر فستیوالی برپا شده بودی. بسیار زیبا و شلوغ و پلوغ. کابین های از پیش تعبیه شده ای در این محل گذارده بودند که ملت و خلق الله به حسب نیاز بدانجا مراجعت کرده و نیاز غریزی خود را برطرف کند.
در این مجال ذکر چند نقطه نمود دارد:
۱- اصلا این مقوله دستشویی رفتن مقوله ایست که به سلامتی بسیار مربوط است. فلذا اصلا اینجا کسی خجالت نمیکشه که تو یه محفل رسمی و شیک و پیک پاشه بره...این مساله تو فرهنگ ما یه جور حیا داره و اصولا مردم به راحتی با این مساله کنار نمیان! خصوصا خانمها.
۲- اینکه اینجانب چگونه از این عمارت فرنگستانی بر موازین ایرانی استفاده میکنم خارج از این مقوله است. اما به اختصار عرض کنم که از سبک سرپایی به هیچ وجه استفاده نمیکنم. چرا که آنرا مخالف سلامتی، ... میدانم. فلذا همیشه از نوع معروف به فرنگی استفاده کرده و موارد مقتضی را به اقتضا و موانع را به نحو مقتضی مفقود میکنم! باشد که مقتضی باشد...(همین قدر که نماز را خواندنی میکنم.)
۳- اینجا نیز دستشویی خانمها و آقایان مجزاست.
۴- باور کنین اینجا این مساله اصلا مساله ماخوذ به حیایی نیست! نمیدونم چطور میتونم بگم...